close
تبلیغات در اینترنت
ایا تکه پارچه ای هست...
در شبکه های اجتماعی هوادار ما باشید
صفحه اصلی تالار گفتمان آرشیو عضویت ورود نقشه سایت خوراک تماس با ما طراح قالب مترجم قالب
بلوک راست
درباره مــا
روزگار امروز
به نام خدا به این سایت خوش آمدید
آرشیو
  • 1395
  • 1394
  • آخرین کاربران
    لینک های دوستان
    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان روزگار امروز وآدرس http://timetoday.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

    ایا تکه پارچه ای هست...

    65 بازدید سه شنبه 24 آذر 1394
    لایک: نتیجــــه : 0 امتیــــاز توســـط 0 نفـــر ، مجمـــوع امتیــــاز : 0

    آیا تکه پارچه ای هست تا سرم را بپوشانم؟

    فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام) به ماجرایی غم انگیز و دردناک از مصائب روز عاشورا اشاره می نماید که جا دارد هر مرد غیرتمند و زن عفیف و پاکدامن از شنیدن این مصیبت جانکاه،به جای اشک خون بگرید.

     

    او می فرماید:(در روز عاشورا)کودکی صغیر بودم.

     

    در کنار درب خیمه ایستاده و به اجساد پدرم و اصحابش نظاره می کردم که مانند قربانی قطعه قطعه شده ،بر روی ریگ های بیابان افتاده و اسب ها بر روی بدن آنان دور می زدند.

     

    در این فکر بودم که بعد از شهادت پدرم ،بنی امیه چه بر سر ما می آورند ،آیا ما را هم می کشند یا ما را به اسارت می برند؟

     

    در این بین متوجه مردی شدم که بر اسب خود سوار است و با ته نیزه ای که در دست دارد ،زنان را به حرکت وادار می نماید.

     

    برخی از زنان به بعض دیگر پناه می برند ،مقنعه و دست بندهای آنا را غارت نموده وآنان فریاد می زدند: آیا پناهنده دهند ه ای نیست که به ما پناه دهد؟ آیا حمایت کننده ای نیست که از ما حمایت کند؟

     

    (با دیدن این صحنه)دلم فرو ریخت و شانه هایم به شدت لرزید ،به راست و چپ دور می زدم و از ترس آن سوار ،به عمه ام(ام کلثوم)روی آوردم.

     

    حالم این چنین بود که در این بین ناگهان دیدم آن سوار متوجه من گردیده ، به گمان اینکه از شر او در امان می مانم مانند فرد شکست خورده فرار نمودم ،اما ناگهان دیدم مرا تعقیب می نماید.

     

    نا گاه ،ضزبه گوشه نیزه را بین دو کتفم احساس نمودم ،با صورت بر زمین خوردم ،او گوشم را درید ،گوشواره و مقنعه ام را ربود و در حالی که بر گونه و سرم خون جاری بود و آفتاب بر سرم می تابید و آن را می سوزاند مرا رها نموده و به طرف خیمه ها بازگشت ،از هوش رفتم.

     

    آیا تکه پارچه ای هست تا سرم را بپوشانم؟

     

     

     

    ناگاه دیدم عمه ام در کنارم گریه می کند و به من می گوید: بلند شو برویم ، نمی دانم چه بر سر خواهران و برادر بیمارت آمده است.

     

    بلند شدم و به عمه ام گفتم:آیا تکه ای از لباس هست تا سرم را در برابر دیدگان نامحرمان بپوشانم؟

     

    عمه ام فرمود؟دخترم......(قلم یاری نوشتن و ترجمه این قسمت را ندارد)

     

    زمانی که به طرف خیمه بازگشتم دیدم خیمه و آنچه در آن است غارت گردیده و برادرم علی بن الحسین(علیه السلام)با صورت بر زمین افتاده و از زیادی گرسنگی و تشنگی و بیماری و درد نمی توانست حرکت کرده و بنشیندو ما بر حال او گریه کرده و او بر ما می گریست.(1)

     

    پیام روایت

     

    اولین خواسته دختر امام حسین(علیه السلام)از عمه اش(سلام الله علیهما)تکه پارچه ای است که بتواند با آن سر خود را بپوشاند تا از دیدگان مخفی بماند ،حال آن که در آن زمان کودکی بیش نبوده است و این مطلب ،نهایت اهمیت دادن به حجاب را در بین خاندان وحی می رساند.

     

    متن عربی:

     

    علامه مجلسی چنین می نگارد:رأيت في بعض الكتب أن فاطمة الصغرى قالت كنت واقفة بباب الخيمة و أنا أنظر إلى أبي و أصحابي مجززين كالأضاحي على الرمال و الخيول على أجسادهم تجول و أنا أفكر فيما يقع علينا بعد أبي من بني أمية أ يقتلوننا أو يأسروننا فإذا برجل على ظهر جواده يسوق النساء بكعب رمحه و هن يلذن بعضهن ببعض و قد أخذ ما عليهن من أخمرة و أسورة و هن يصحن وا جداه وا أبتاه وا علياه وا قلة ناصراه وا حسناه أ ما من مجير يجيرنا أ ما من ذائد يذود عنا قالت فطار فؤادي و ارتعدت فرائصي فجعلت أجيل بطرفي يمينا و شمالا على عمتي أم كلثوم خشية منه أن يأتيني. فبينا أنا على هذه الحالة و إذا به قد قصدني ففررت منهزمة و أنا أظن أني أسلم منه و إذا به قد تبعني فذهلت خشية منه و إذا بكعب الرمح بين كتفي فسقطت على وجهي فخرم أذني و أخذ قرطي و مقنعتي و ترك الدماء تسيل على خدي و رأسي تصهره الشمس و ولى راجعا إلى الخيم و أنا مغشي علي و إذا أنا بعمتي عندي تبكي و هي تقول قومي نمضي ما أعلم ما جرى على البنات و أخيك العليل فقمت و قلت يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار فقالت يا بنتاه و عمتك مثلك فرأيت رأسها مكشوفة و متنها قد أسود من الضرب فما رجعنا إلى الخيمة إلا و هي قد نهبت و ما فيها و أخي علي بن الحسين مكبوب على وجهه لا يطيق الجلوس من كثرة الجوع و العطش و الأسقام فجعلنا نبكي عليه و يبكي علينا.

     

    پاورقی:

     

    1-بحاراانوار ج 45 ص60تا61 بقیه الباب 37 سائر ما جری علیه بعد...

    پست های مرتبط :


    ارسال نظر
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود به سایت
    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آمارگیر
      آمار مطالب
      کل مطالب : 22
      کل نظرات : 0
      آمار کاربران
      افراد آنلاين : 1
      تعداد اعضا : 1
      آمار بازديد
      بازديد امروز : 25
      بازديد ديروز : 2
      بازديد کننده امروز : 1
      بازديد کننده ديروز : 1
      گوگل امروز : 0
      گوگل ديروز: 0
      بازديد هفته : 29
      بازديد ماه : 75
      بازديد سال : 236
      بازديد کلي : 5,563
      اطلاعات شما
      آي پي : 54.196.42.8
      مرورگر :
      سيستم عامل :
    مطالب جدید
    • سلام
    • ماه بندگی
    • ماه رجب
    • مدل چیدن سفره عید
    • کانال تلگرام
    • هشدار امام رضا(ع) درباره نوشیدن آب وسط غذا
    • ایا تکه پارچه ای هست...
    • این عمل برتر از زیارت کربلا است!
    • ماجرای فوت مادرباردار در کرج چه بود؟
    • مصرف آنتی‌بیوتیک در ایران ۱۶ برابر استاندارد جهانی است
    مطالب پربازدید
    • مواظب خودت باش
    • سلام
    • مناجات امام سجاد ع
    • مامان، بابا من برای همیشه از خانه میرم
    • این عمل برتر از زیارت کربلا است!
    • مدل چیدن سفره عید
    • ماه بندگی
    • کانال تلگرام
    • انسانیت
    • ماه رجب
    مطالب تصادفی
    • مدل چیدن سفره عید
    • محرومیت
    • مامان، بابا من برای همیشه از خانه میرم
    • ایا تکه پارچه ای هست...
    • انسانیت
    • نوجوونا رو درک کنید
    • ماه بندگی
    • کانال تلگرام
    • تسلیت
    • مصرف آنتی‌بیوتیک در ایران ۱۶ برابر استاندارد جهانی است